...بی تو میشه زنده بود,نمیشه زندگی کرد
عشق فقط با معشوقم و زندگي تنها با او معنا داره ، عشقم دوستت دارم
سلام به عشق مهربون و دوست داشتنی خودم که دلم براش پر میشکه و همه دوستای خوب و هموطن های گلم امید وارم هر جای این دنیای بزرگ هستین خوب و خوش و سلامت باشین باز صدای خوش دسته های عزاداری حال و هوای کشور عزیزمون رو دگرگون کرده و سیاهی پیر هن مشکیه تنمون قلبمون رو عین آینه زلال باز مردم خوب و با صفایی که با دادن آب و شربت و دود کردن اسپند جلوی هیات ها دلای آینه وارشون رو جلا میدن منو دیونه این همه خوبی کرده هر کسی به چیزای زیادی ممکنه افتخار کنه و منم یکی از افتخارام نفس کشیدن تو هوایی که بوی خوش عاشقی در تارو پود سینه زنی و عزاداری ایام محرم فضای کشور عزیزمون ایران رو پر میکنه افتخارم به اشکای قشنگیه که تو مظلومیت شهادت امام حسین ( ع ) عین مروارید میدرخشه و رو گونه ها سر میخوره من و عشقم ازتون میخوایم تو این شبای عزیز که قلباتون از همیشه زلال تره و از همیشه به خدا نزدیک تر شده مارو از دعای خودتون بی نسیب نزارین التماس دعا بنام خدای خوب و مهربون که هر وقت دست دعا به سمتش دراز کردیم محکم دستمون رو گرفت و دعا هامون رو براورده کرد سلام عشق من خوبی قربونت برم الان سر کار بودم و گفتم زود بیام چند خطی تو کلبه عاشقیمون بنویسم راستش امروز یه روز جدید بود دلی جونم , مدتها بود دلم می خواست برا ی خودت یه کار پاره وقت داشته باشی تا احساس های قشنگی مثل روحیه استقلال و روی پای خود بودن رو بیشتر از همیشه با وجودت لمس کنی امروز صبح این خبر رو ازت گرفتم خودم هم دیشب خیلی دعا کردم دل آرام مهربونم و عشق بی همتای من از اینکه یه فصل جدید از زندگی رو می خوای شروع کنی خیلی خوشحالم و از همه مهمتر اینکه اولین شغلی که میخوای مشغول بشی رو میدونم خیلی دوست داری از خوشحالی تو منم فوقالعاده خوشحالم راستش درسته وقتهایی که با هم هستیم یکم کم میشه ولی وقتی بال و پر پروازت رو می بینم و شوقت برای جلو رفتن آروم به دلم میگم باید این روزا رو به عشق نفس زندیگم تحمل کنم تا ایشاله اون روز بیاد که با همیم و دیگه همه چی عالی باشه دوست داشتم پیش هم بودیم تا اولین روزی که سر کار میری رو با هم جشن بگیرم ولی خب بدون همه وجودم مثل همیشه از فردا که سر کار میری پیشته خانومم و به عشق تو عقربه های ساعت و تقویم رو میزیم رو بدرقه میکنم راستش از صبح فکر اینکه مثل قبل نمیشه با هم باشیم حسابی منو تو فکر برده اما اونی که قلبم رو آروم میکنه عشق و محبت و دوست داشتن ماست که تو تار و پود وجودمون آمیخته شده خب زیاد حرف زدم و سرت رو درد آوردم دوست دارم نفسم دوست دارم عشق بی همتای من دوست دارم همه زندگیم و رنگین کمان خوشبختیم این شعرم مثل همیشه از قبلم برای تو همه زندگی میگم که عشق اول و آخرمی در عطش حضور تو باد شوم سفر کنم بر نفس وجود تو بال شوم سفر کنم به شوق با تو بودنم ای همه هست و بودنم به عشق با تو بودنم من به کجا سفر کنم در تک و تاز این جهان در همه ناز این جهان به عشق با تو بودنم من به کجا سفر کنم در طلب بوسه تو در تب گونه های تو به عشق با تو بودنم من به کجا سفر کنم تقدیم به مایه آرامش و خوشبختی زندگیم دوستت دارم دل آرامم باران را در جستجوی تو از آسمان لبریز می شوم هر چه بیشتر می بارد کمتر سیراب می شوم نگاهم در عکسانت خیره خیره تکرار می شود بی اختیار لبانم را بر نقش زیبایت رها می کنم عشق وجودم را تسخیر می کند صدای طپش قلبم را می شنوم نزدیک تر از من به منی در وجودم من تورا با کدامین واژه زیابی عاشقی ترسیم کنم جز معشوقه زیبای قلبم دوستت دارم دل آرامم تقدیم به معشوقه زیبا و مهربان خودم در تب و تاب عاشقی شوق سفر داره تنم تو این تبار موندنی اون که سفر داره منم تو راه عشق برای تو اون که سفر داره منم گم گشته دشت جنون اون که سفر داره منم من راهی رهایم ام کی میدونه کجا ای ام با خود و بی خبر زخود عاقل و دیوانه منم خونه ما خونه عشق خونه عشق داره سرم بوسه به دست و بر لبت اونکه که فدات میشه منم تقدیم به میزبان مهربانی هایم دوستت دارم دل آرامم نگاهم بر آفتاب پائیزی سر می خورد نه گرم است نه نورانی اما روشن عین روشنی یک قلب نورانی عین یک محبت بی انتها زیبا عین تک تک گل برگهای یاس سپید و گرم عین گرمای عشق و عشق سخن بی انتهاست شروعش عاشقانه راهش مشتاقانه و سرودش همچون رنگین کمان زیبای با تو بودن و پایانش , با تو بودن آنگاه که در لای تک تک بوسه های مستانه ام در تو محو می شوم ای آروزی بودن و ای مایه آرامشم دوستت دارم دل آرامم تقدیم به رنگین کمان زیبای وجودت که زندگیم ام را رنگارنگ کرد دوستت دارم عشق زیبای من باز دوباره تازه می شوم قلبم سبک تر از همیشه تو اینجایی درست در رو به روی من همین جا تو اینجایی گیسوان پریشانت را با چشمانم نموازش میکنم دست گرمت را می بوسم در چشمانت محو می شوم عشق در من حلول می کند تو اینجایی نزدیک تر از نزدیک آرام در من جا گرفتی در من فرو میری تو اینجایی در تک تک احساسات قشنگم در هر طپش قلبم تو اینجایی در لبخند لبم غنچه میکنی لبت را با بوسه هایم گلباران می کنم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرام تقدیم به فرشته مهربون و عشق اول و آخرم منتظرم تا چشمانت در چشمانم خیره شود خیره تر از خیره منتظرم تا دستانت را گرم تر از گرم بگیرم لحظه لحظه منتظرم تا نفسهای گرمت را در نفسهایم فرو برم ثانیه ثانیه منتطرم منتظرم تا عطر وجودت وجودم را بهاری کند بهار بهار و منتطرم تا بودنت را در وجودم جشن بگیرم رقصان رقصان دوستت دارم دل آرامم تقدیم به زیبای وجودت که دلم را پرواز داد امروز رو خواستم با شعر شروع کنم اما مطلبی بود که باید همین جا بگم چون برام خیلی مهمه که بنویسمش که موندگار بشه اونم اینه که هر کسی منو میبینه از غریب تا آشنا از دوست و فامیل و همسایه و خلاصه همه و همه و همه بهم میگن تو تغیر کردی علی تو خیلی خوب شدی لبخند همیشه رو لب داری و کلی تغیر مثبت دیگه در پیچ و خم عبور از جاده زندگی , آدما تغیرات زیادی میکنن چه خوبه هم تغیرات خوب باشه و عالی دوست دارم از فرصت استفاده کنم و همین جا اعتراف کنم تنها و تنها و تنها دلیل تغیراتم عشق بی مثال خودمه دل آرام من و مایه افتخارم همه اینا و تغیرات مثبت به خاطر تو بوده نفسم به خاطر تو و عشق پاکت تو قلبم به خاطر محبت و دوست داشتن تو همه وجودم تو جواب بهانه این همه تغییر فقط میتونم اسم تورو تو وجودم زمزمه کنم اومدی و مرد خودت رو خود ساخته کردی اعتماد به نفس رو تو وجودم بیدار کردی اومدی و بال پروازم شدی از اینکه علی تو هستم به خودم می بالم از اینکه عاشق تو ام حس خوشبختی وجودم رو احاطه کرده فقط میتونم بگم که میمیرم برات عشق بی مثال و معشوقه زیبای من آمدی و مهمان قلبم شدی آرام آرام بر من نشستی قلب مهربانت را بر من هدیه کردی و من همچون کودکی خردسال , الفبای عشق را در تو خواندم آمدی آمدی آرام تر از آرام دلم را سرشار از غنچه های زیبای یاس کردی و وجودم را همچون بید مجنون و من را عاشق دست دعا بر همه این خوبی ها بر کجا ستایم و چه زبیاست بهار زیبای با هم بودن آن روز ها که در رنگارنگ آرزوهای شیرینمان همچون پروانه به دورت حلقه میزنم تا شوم قطره ای بر این همه زیبایی ای همه نفس زندیگم دوستت دارم دل آرامم تقدیم به فرشته خوشبختیم و مایه آرامشم چه زیباست مرور تک تک برگهای پائیزی به امید نوازشهای دست مهربانت آنگاه که در رنگین کمان با هم بودن در بوم نقاشی هفت آسمون در تارو پود زیبای عاشقی در من طلوع میکنی ای گرما بخش زندگیم تقدیم به خورشید قلبم , که پایئز دلم را بهار کرد دوستت دارم دل آرامم وقتی در عکسهای قشنگت غرق می شوم عشق در وجودم موج میزند نگاهم در زیبایی وجودت لیز می خورد عطش با هم بودن وجودم را می گیرد و چه زیباست بانگاهی بر زیبایی نگاهت پرواز میکنم آرام آرام در تو گم میشوم و در بوسه های عاشقانه در آرزوی دیدار چشم می گشایم تو اینجایی در لای تمام بودنها و من لبریز از خوشبختی و در گرمای عشق شور انگیزت آرام چشم میگشایم وقتی مروارید وجودم بر گونه هایم دریایی از جوشش عشق را می سراید دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم مهربانم تقدیم به قلب مهربانت که دریای وجودم شد چیست در زمزه زیبای نگاهت ؟ آنجا که در عمق دیدگانت فرو می روم چیست در کمند زیبای گیسو آنت؟ آنجا که برق نگاهم را مجذوب خود می کند چیست در طعم شیرین لبانت ؟ آن گاه که وعده چشیدن شراب ناب میدهد و چیست در قلب مهربانت ؟ آنجا که دریایی به وسعت آسمانهاست و عشق , معنایی دوباره است آنگاه که در آغوشم طعم شیرین آرامش و در بوسه هایم طعم شیرین عاشقی و در نوازش هایم آواز خوش دلدادگی و در موسیقی جان بخش زندگی آنگاه که نسیم دوستت دارم را در وجودت زمزمه میکنم در فردایی که دور نیست تجربه کنیم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرامم تقدیم به طعم شیرین زندگیم و عشق بی مثال خودم دوستت دارم دل آرامم عشق من , همیشه دنبال یه فرصت بودم هر چی هم کم و کوچیک بود اشکال نداشت یه فرصت که بشه دلم رو نقاشی کنم تو مفهوم کلمات غوطه ور شم خودم رو تو نسیم آزاد کنم تا حرکت کنم بالا برم همون روزا بود که اومدی آره تو اومدی اومدی و با آب رنگ قشنگ عاشقی شعرام رو رنگ و بوی عاشقی دادی با احساست نوازشم کردی با غرورت حس مردونگیم رو بالا بردی با نفست طپش قلبم شدی و با آروزهای قشنگ امید آیندم امروز میدونم قشنگ ترین کلمه دنیا تویی دل آرام قشنگ ترین عشق دنیا قشنگ ترین لحظات عمرم در کنار تو ست میدون متعلق به توام میدونم مرد تو ام نمی گم همه چیز عالی بوده و من تونستم مرد خوبی یا عاشق کاملی برات باشم میدوم نبودم خودم اعتراف میکنم اما میدونی که سعی خودم رو کردم میدونی که تو قلبم چیزی نیست جز حس عاشقی که به عشق معشوق خودش زندست برای خاموش کردن یه عاشق لازم نیست غذاشو ا زش بگیرن زندانیش کنن یا کلی کار دیگه کافیه که معشوقش ازش دور باشه دیگه بالی برای پرواز نداره نفسی برای زندگی و بومی برای نقاشی محبت وقتی میدونی تک تک سلولای بدنم تورو فریاد میزنه وقتی میدونی روز ها رو به عشق با توبدن بدرقه میکنم وقتی میدونی همیشه کنار خودم احساست میکنم و با هر لبخند تو دریایی از شادی تو وجود من موج میزنه و وقتی میدونی تو یه جلمه بزرگ به نام معشوق تو دل من عاشق نقش بستی وقتی میدونی عشق اول و آخرمی این فکرا بال و پر پروازم میشه جون تازه می گیرم ازت فرصت میخوام دل آرام من فرصت میخوام که عشق وجودم رو بشه با وجودم نشون بدم بشه بهم تکیه کنی تو غم و شادی دست گرم و شونه های مردونم رو حس کنی بشه با هر بار دیدنت از خود بی خود بشم و با غرور تو چشمات نگاه کنم و آروم دم گوشت بگم چقدر دوست دارم عشق من چقدر حرف برات دارم چقدر عشق تو دلم حس که میخوام برات نقاشی کنم چقدر آروزی قشنگ که برای آیندمون دارم چقدر آرزوی قشنگ که در موردش با هم حرف زدیم میخوام تکیه گاهت باشم بال پروازت میدونی که ساده اومدم ساده تر از همه ساده تر از همه عاشقای دنیا دستم خالی بود و دلم بزرگ غبار کهنگی به چهره داشتم و دلم صاف و آینه وار اومدی و غبار هارو کنار زدی به سادگی اومدنم نگاه نکردی و به استقامتم و ابراز علاقه دل آرام یادته چقدر تلاش کردم ثابت کنم دوست دارم وای چقدر طول کشید راحت بشه بهت بگم دوست دارم از دست من چی کشیدی جون علی تو این مدت خدا منو نکشه چقدر تلاش تا نظرت رو جلب کنم به علی خودت که واسه شب بخیر اومده بودم گفتی که ما از اول اشتباه کردیم من چیزی بهت نمیگم اما من هیچ وقت این حس رو نداشتم و هر روز و هر روز به خودمون و عشقمون بیشتر افتخار کردم درسته از هم دوریم ولی این روزا هم تموم میشه وقتی یه تلاش قشنگ برای عشق بینمون کردیم این قابل افتخاره اشتباه نبوده قبول دارم مغرورم ولی برای تو هیچ وقت غروری نداشتم عشق من این بار هم بی غرور تر از همیشه بازم ازت فرصت میخوام فرصت دوباره برای اثبات فرصت بر طرف کردن همه نگرانی ها فرصت نشون دادن همه احساسات فرصتی که شروعی باشه برای شناخت بهتر عشق من باور کن به همه نگرانی های و دل واپسیات احترام میزارم و سعی میکنم همه رو درک کنم و با کمک هم در کنار هم بودن رو خوب و خوش و با عشق و محبت شروع کنیم میدونم زیاد حرف زدم و سرت رو درد اوردم خب بازم مثل همیشه من پر حرفم دیگه کاری که تو این سه سال و سه ماه کردم همین بوده که همیشه پر چونگی کردم و تو با صبر خودت تحمل کردی وای دلی جووونم دیروز ماه گردمون بود همین جا دوباره ماه گردمون رو تبریک می گم عشق من ایشاله ۱۲۰۰ ماه عاشقیمون رو کنار هم جشن بگیریم ولی قول بده همه کیکارو نخوری ها و من دلم آب بره ولی خب میدونی این کارو کنی من سریع چی کار میکنم چون بد آموزی داره اینجا نمی گم آرزوم بود خواستگاری همیشه تو ماه گرد یا سالگردمون باشه خب همین طور شد و چقدر خوشحالم این جوری شد دلی جووونم اینو برای بچه هامون تعریف میکنیم میدونم کلی ذوق میکنن دلی جووونم چون تو گل رز قرمز دوست دشاتی گل دیروزم همون گل رز قرمز بود با یه تزئین فوقالعاده دیروز همه سعی ام رو کردم هر چی میشه عالی تر بشم و یه خواستگار عالی باشم که بتونی بهم افتحار کنی نفسم بهت قول میدم جلسه خوبی بود و نتیجش ایشاله عالی میشه یه قدم به جلو بوده و یه قدم به بودن ما دوتا کنار هم باور اینکه پدر و مادرم با بابا محمد حرف زدن و دیگه بحث رو جدی داریم پیش میبریم حس خوبی تو وجودمه که قابل توصیف نیست با عشق هر کار ناممکن رو انجام میدیم و با هم و کمک هم آینده قشنگمون رو میسازیم . آمین خیلی خیلی خیلی دوست دارم و بعد ا زخدا می پرستمت خب روز بدون شعر که روز نمیشه دلی جووونم این شعر قشنگ هم برای عشق بی همتای خودم که زیبا ترین معشوق دنیاست که میمیرم بات خانومی دلی جوووونم این شعر رو هم که اولین شعر تو این وبلاگمون بود رو دوست دارم دوباره اینجا بزارم تا بخونیش چون دقیقا حرف دل منو زده عاشقتم و عاشقتم و عاشقتم همه وجودم در انتظار بوسه ها در شوق لب بر گونه ها در گرمی شوق وصال دست دعا بر سینه ها فردا طلوع روز نو با قلب خود در کوی یار دست خدا در قلب من خواهم خبر های قشنگ با دست تو در دست من با مهر تو در قلب من با عشق شیرن در سرم تقدیر ما در پیش هم در رقص با هم بودنم در آروزی دیدنت در شوق آن وصل قشنگ در خود نمی گنجم دگر ای آفتاب روز نو ای شب ستاره کوی نو فردا زجشن عشق ما تابان بتابانید جان خدایا : من دل آرام مهربونم با دو قلب کوچیک ولی با احساس خودمون دستامون رو بالا می گیریم و ازت میخوایم فردا رو بهترین روز و نقطه همه شادیهای ما قرار بدید تا این روز رو هر سال جشن بگیریم . این شعر هم دلی جوووونم با عشق تقدیم می کنم به همه مهربونی قلبت که زیبا ترین قلب دنیارو داری عاشقتم و می میرم برات خانومی بوس بوس دلم بی تاب و بی تاب است امروز دلم پیدا تر از پیداست امروز در این دوران بی تابی که بودم دلم آروم تر از دریاست امروز برای گرمی لمس وجودت دلم بی تاب بی تاب است امروز برای بوسه بر لب بر لب تو دلم غوغا تر از غوغاست امروز برای هم نشینی در کنارت دلم پر تر ز پرواز است امروز برای عاشقی در پیش پایت دلم عاشق تر از عشق است امروز برای لمس احساس نگاهت دلم غرق نگاهت هست امروز برای این همه خورشید در دل دلم گرما تر از گرماست امروز به عشق عاشقی ای عشق زیبا دلم زیبا تر از زیباست امروز تقدیم به گرمی عشقت در قلبم که گرمابخش وجودم شد بوی سپید می دهد , غنچه لب گشای تو سر به سکوت می کشد , جلوه با شکوه تو لب به تمنای وصال , کوچه به کوچه در پی ات مرغ دلم پر می کشد , در پی بودن دلت در پس آن جلوه خوش عطر و گلاب بودنت عشق به پا می کند , خنده بی مثال یار لب به لبو , تن به تنو , قلب زند بوسه به جان جان به تمنای رخت , پر بکشد برای جان ای همه بودن علی , عشق و تمنای علی برای بودن دلت , سر بنهم به هر دری با عطش و شور و شعور برای عشق بی مثال سر به صلاله می زنم جلوه بی مثال یار در تب و تاب عاشقی برای با تو بودنم سر به تنمای رخت به هر کجا سر می زنم دوستت دارم عشق گلم تقدیم به پاکی قلبت که وجودم را عاشق کرد در صبح گاه در تارو پود آبی آسمان پرستوی های مهاجر را که در اوج بیکرانها برای سر پناهی در سرمای برگ ریز راه گرمای استوا را می پیمودند با نگاهم بدرقه میکنم مرا در فکر خود فرو می برد چه زییاست الهام خدای مهربان بر قلب تمام مخلوقات از انسان تا پرندگاه سبک بال همه و همه در پی گرمی سر پناه یار می روند به خود می نگرم و با امید به دیدار اوج می گیرم و خود را گرم تر از هر روز برای بالا رفتن سبکبال می بینم تا در آغوشت آرام گیرم آنجا که گرمی با تو بودن بهترین امید زندگیست دوستت دارم دل آرام , دل آرامم و دل آرامم تقدیم به اوج آرزوهای قلبم که دلم را پر پرواز هدیه کرد لحظه ها گذشت و چشمانم به راه بود قلبم گواهی شکوهی برای رقص عاشقی در دل می سرود ناگاه که چهره زیبایت را دوباره به نظاره نشستم در سرخی لبانت در عمق بی مثال زیبای نگاهت و در موج قشنگ گونه هایت محو رنگین کمان زیبای عاشقی زخود بی خود شدم تو بودی و همه عشق همه نور همه زیبایی و من سبک تر از هر روز در تو محو می شدم لبخند رضایت همه وجودم را می گیرد گیسوان پریشانت را در نوازش دستانم لمس می کنم بوسه بر دستان مهربانت می زنم و همچون ماهی قرمز سال نو در وسط هفت سین زیبای ایرانی در سفره عشق به انتظار طلوع بهاری قشنگ در پس غروب زمستان می نشینم و آنجا در هفت سین عشق ورزی آنجا که شروعش دلدادگی و سر مستیست سبزی اش تروات و تازگیی وجودت سرخی اش سخری لب شیرینت و برکتش عمق چشمان زیبایت عاشقی میکنیم دوستت دارم دل آرامم , دل آرامم , دل آرامم تقدیم به وجود نازنینت که آرامش بخش وجودم شد رو شونه های مردونم تو کوله بار این دلم تو هر طپش تو قلب من زمزمه میکنه دلم دوست دارم عشق خودم روزای خوب عاشقی با عشق تو تاب میارم یه شب بیا به خواب من تا بوسه بارونت کنم یه روز میاد که آغوشم آغوشتو طلب کنه تو گرمای بوسه هامون گل بهاره بشگفه بیا جلو که بشنوی صدای تاب تاب دلم صدای عشق عاشقی صدای مست این دلم دلم می خواد داد بزنم عشقتو فریاد بزنم با هر نفس که می کشم اسمتو فریاد بکشم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرامم تقدیم به عشق مهربان و زیبای قلبم , دوستت دارم دل آرام در آرزوی بودنم تشنه تر از سیرابها من آرزوی بودنم تا پر کشم تا نیل ها ای دشتهای ناب و ناب ای قصه های بی نقاب ای عشق های بی مثال جا مانده اید در پیش ما گفتی غمی داری بگو گفتی سری داری سکوت گفتم غمت را می خرم گفتم سرم را مینهم گفتی تو بد کردی به من گفتی که غم گینی ز من گفتم بدی را باز گو گفتم که غم هارا بگو گفتی که عاشق پیشه اهل ثنا و پیشه ای در ساز و ناز زندگی پشتم ز سرما را بگیر در کوچه های بی خبر در شعر های بی ثمر در شهر های بی نشان گویم که من کوهم چنان ای باد ها ی تند و تند سیلابهای موج موج با عشق او در سینه ام محکم تر از پیشینه ام تقدیم به پاکی عشقت , که وجودم را سیراب کرد نور خورشید گونه هایم را نوازش می دهد صدای تیک تیک ساعت موسیقی جشن روزی نو رامی سراید چشمانم را دوباره می بندم سردم میشود سوز عجیبی وجودم را می گیرد خود را لای خاطراتم می پیچم گرمم می شود با هر طپشش گرم تر از قبل صدای دل نوازی گوشم را نوازش میدهد گویی خدا با من حرف میزند راستی خدایا کجایی نزدیک دور دور دست دلم کمی سنگینی می کند وقتی از پشت پنجره اتاقم به سبزی درختان , در برگ ریز خزون خیره وقتی در آسمان آبی غرق وقتی در بوی خوش یاس سپید رو میزم محو و وقتی در لبخند مادری مهربان غوطه ور وقتی خاطرات قشنگم را مرور وقتی شیرینی دیدن قاب عکس محبت , دیوار قلبم را جلا و وقتی سوار بر امواج عشقی که در وجودم موج میزند اوج می گیرم سنگینی بار قلبم دور می شود سبک می شوم امواج درونم , ساحل را طلب می کند دریا , دیر زمانیست آرام گرفته حس پرواز , دوباره وجودم را میگیرد آواز می شوم و در هوا می پیچم هوا معطر از حس خوش عاشقیست تقدیم به مهربانی عشق صبح است روز از نو می شود صبح است و باز صبح از نو می شود خورشید بر من جاری محبتت بر من ثاری و نسیم خوش بودنت بهترین همراه تو اینجایی در لای به لای تمام بودنها در پس همه دلتنگیها در تمام لبخندهای معصومانه در تمام عشق های عاشقانه تو اینجایی صدای نفسهایت , روحم را نوازش میدهد نگاهت سو سو کنان مرا تکرار می کند گیوسان پریشانت در من همچون رقص عروس مرداد ظهور می کند بوسه های عاشقانه ات را شیرینی زندگی و خودم را قربانت میکنم جانم فدایت دوستت دارم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرامم دوستت دارم دل آرام تقدیم به مهربانی قلبت که قلبم را زنده کرد دلم برای مامان بزرگم یه ذره شده،کاش حداقل یه بار دیگه میشد قابل رفتنش ببینمش مامانی گلم دلم برات تنگه دلم برات تنگه دلم برات تنگه کاش منم با خودت میبردی چقدر بی خبر رفتی؟ الهی قربونت برم فکر اون لبخند شیرینو کارای قشنگت یه لحظم تنهام نمیذاره راستی من چرا انقدر بی تابم دلم گرفته کاش منو ببخشی اگه حتا نشد واسه مراسمت واسه دفعه آخر بیام و اون صورت ماه مهربونتو ببینم فقط میتونم از خدا برات آرامش بخوام البته میدونم انقدر پاک بودی که نیازی به دعاهای من نداشته باشی ولی برای آرامش دل خودم هم شده برات دعا میکنم مهربون روحت شاد مامان بزرگ گلم بگیر آروم بخواب که دیگه همه دردهات به پایان رسید هیچ وقت فرصت نشد بهت بگم که چقدر برام عزیزی ولی الان میگم که دوست دارم مامان بزرگ ای مسافر! ای جداناشدنی! گامت راآرامتربردار! ازبرم آرام تربگذر! تابه کام دل ببینمت
بگذار ازاشک سرخ گذرگاهت راچراغان کنم آه که نمی دانی سفرت روح مرا به دونیم می کند وشگفتا که زیستن بانیمی ازروح تن رامی فرساید... بگذار بدرقه کنم واپسین لبخند را وآخرین نگاهت را مسافرمن! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگرباش بامن سخنی بگو. مگذار یکباره از پا درافتم... فراق صاعقه وار را برنمی تابم... جدایی را لحظه به لحظه به من بیاموز.... آرام تربگذر... وداع طوفان می آفریند... اگرفریاد رعد رادرطوفان وداع نمی شنوی، باران هنگام طوفان راکه می بینی! آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری... من چه کنم؟ توپروازمی کنی ومن پایم به زمین بسته است... ای پرنده ! دست حق به همراهت... اما نمی دانی... نمی دانی که بی توبه جای خون اشک دررگهایم جاریست... ازخود تهی شده ام... نمی دانم تابازگردی مرا خواهی دید؟ در بیکران آروز در دشت های با شکوه آن جا که دل در جان اوست گویم دلم در دست اوست در دستهای با وضو در خش خش رنگ خزون با گرمی عشق گلم گویم دلم در دست اوست در خلوت دلدادگی با هر نفس در زندگی با رنگ خون در رگم گویم دلم در دست اوست در ساحل دریا عشق آنجا که آرامش در اوست با هر طپش در قلب خود گویم دلم در دست اوست با دستهای مهربان با قلب های ناب ناب در هر هر طلوع در جان خویش گویم دلم در دست اوست
تقدیم به مهربانی قلبت که دستای گرمت طعم شیرین نوازشای عاشقانه را در وجودم زنده کرد دوستت دارم دل آرام دوستت دارم دل آرام دوستت دارم دل آرام دریا آرام است ، آرامِ آرام و من هر چه به سمت آن می روم آرامتر و زیباتر می شود ، دیگر از دریای طوفانی خبری نیست ، اما ساحل آن هنوز خراب و نامنظم است ، می خواهم از ابتدا شروع کنم ، می خواهم همه چیز را از نوبسازم ، می خواهم مثل دریا که به آرامش رسیده ساحل هم تمیز و زیبا شود . قلعه ی ماسه ای را که روی ساحل درست کرده بودم با لجبازی های دریا خراب شد اما این بار قلعه را با تمام وجودم محکم می سازم تا سنگ هم نتواند به آن آسیبی وارد کند . آری این دریا دل آشفته من است که به آرامش رسیده و این ساحل زندگی من است که هنوز خرابی هایی دارد که با تمرکز همه چیز درست می شود . در سیاهی چشمان نازت غرق می شوم چه زیباست تمنای بودن در ساحل زیبای چشمانت نا گاه دلت میگیرد در زلالی مروارید نگاهت موج می شوم در چشمانت حلقه میزنم و بر گونه هایت آرام می نشینم تا در آروزی قشنگ عاشقی آنجا که در این نزدیکیست در آغوشم جای گیری و در فردایی که بوی خوش بودنم را برای بوسه بارانت نوید می دهد تمام دلتنگیهایت را خریدار شوم دوستت دارم دل آرامم دل آرامم دل آرامم عاشقانه دوستت دارم مایه آرامش و معشوق زیبای عاشقیم سلام دل آرام عزیز تر از جونم خوبی نفسم گل همیشه بهارم , هر روز این موقع با هم هستیم و یه روز که نیستی جات حسابی خالیه خانومی تنها چیزی که آرومم میکنه اینکه که برات بنویسم و شعر بگم عشق من پس شعر زیر رو که با دلم برات گفتم رو برات می نویسم و تقدیم میکنم به نفس زندگیم در نهان خانه دل , عشق تو شور از نگیز است در جهان خانه دل , نقش تو بس شیرین است در همه ثانیه های طپش قلب من ای مونس جان جای تو عشق گلم , پیش علی خالی هست این شعر هم عشق من , تقدیم میکنم به مهربونی قلبت که قلبم رو دوباره زنده کرد دل به خروش می رسد جان به سروش می رسد لب به تمنای وصال سر به سکوت می کشد جان به ترانه می شود چشم به نظاره می شوم در طلب بوسه یار لب به ثنایه می شوم در تب آغوش وصال تن به صلاله می شوم در پی آن موی بلند گو که بهانه می شوم دل به بلندای وصال لب به غزل خوانی یار سر به سرود می شوم عاشقتم دلبرکم عاشقتم شعرهای ناگفته قلبم که همچون امواج زیبای عاشقی بر ساحل قلبم نشستی روزی که هنوز من نبودم روی قلب من نشستی قلبمو نشونه رفتی دلم و بهونه کردی به کویر پائیز دلم نشستی شیشه خزون قلبمو شکستی سبزی بهارو تو دلم نشوندی دل من ای دل بی قرار من ای سکوت شبنم و ای رخ بی مثال من ای نفس , همنفس عشق علی گل خوش بوی دل و دلبر خوشگل علی اومدی و بر سکوت من نشستی حرفی از عشق دمیدی نوری از عشق نشوندی دلمو از همه غم های جهان , تو زدودی اومدی و بر تمام صفحه تاریک عمرم رنگی از نور رنگی از روشنی و عشق رنگی از سرخی و از آتش عشقت دمیدی در وجود من نشوندی تقدیم به قلب مهربانت , که آتشی از عشق در وجودم شعله ور کرد در نفس حضور تو حس دوباره می شوم در رخ بی مثال تو غرق صلاله می شوم تندی آن نگاه تو دل ببرد زجان من دل بر من , دل بربا زین دل دلربای من از لب خوش جمال تو غنچه بوسه بشکفد شیره جان مم چکد مهر عسل صفای تو رخ که نگویم ای خدا حور خجالتم دهد رخ بنما که عشق من مهر بتان به سر کشد در کمر رشته آن گیسوی سر مست بلند سر بنهم به کوی تو تا که شبم سحر شود تقدیم به زیبای مهربانم که برق نگاهش بر دلم نشانه رفت دوستت دارم دل آرامم
در شبی که با سکوت بودنم آسمان خانه ما بوی دلتنگی گرفته بود و بر بوم نقاشی من که در رنگارنگ نقشها رنگ فراغ و انتظار را نشانه می رفت آرام آرام در گرمی چشمانم گم شدم خواب در چشمانم حلقه زد و روی گونه هایم روان شد و امواج عاشقی در نهان خانه دل غوغا کرد و در انتظار با تو بودن سخت ترین شب را بدرقه کردم که در صبحی دیگر نسیم خوش بودنت را بر لبانم که تشنه تر از هر روز لبانت را می طلبد با هم بودنمان را جشن بگیرم در حسرت دیدار , غریبانه نشستم با عشق تو در جان , غریبانه نشستم با هر طپش قلب که فریاد کشان است گویم که دلم , ای نفسم , بی تو فغان است دوستت دارم دل آرامم دل آرامم دل آرامم چشمانم را می بندم خود را غرق بودنت میکنم قلبم حضورت را گواهی می دهد بوی عاشقی هوا را معطر می کند لبخند رضایت بر لبم نقش می بندد و گرمای وجودت را حس میکنم صدای نفس های گرمت صورتم را نوازش می دهد دست نوازش گرت موهایم را همچون نسیم بهاری به این طرف و آن طرف می رقصاند لبانت بر لبانم می نشیند محو هم می شویم و ناگاه اشک شوق بر گونه هایم جاری می شود در فکر با تو بودنم غرق تمنا تا خدا در انتظار بودنت ای انتضار به سر بیا در انتظار بوسه ها در حصرت گلگونه های با عشق تو در سینه ام ای انتظار به سر بیا در خلوت دلدادگی در ماورای عاشقی من با تو میگویم خدا ای انتظار به سر بیا در لحظه لحظه انتظار در هر طپش در سینه ام گویم بلند , ای انتظار ای انتظار به سر بیا ای عشق ای شور علی ای ماه و مهتاب علی من با دلم گویم خدا ای انتظار به سر بیا تقدیم به قلبم مهربانت , که مهربانی را بر قلبم هدیه کرد 

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میدونی بعضی وقتا به خودم میگم : کاش دستم به آسمونا می رسید ![]()
اونوقت اگه روز باشه روی خورشید می نوشتم ... روی ابرا ![]()
و اگه شب باشه رو تک تک ستاره ها...![]()
روی ماه هم می نوشتم که دوستت دارم![]()
هنوز کمه...![]()
اصلا میگم تیتر تمام روزنامه های صبح و بعد از ظهر بنویسن ![]()
یا روی تمام بیلبوردای تبلیغاتی وسط شهر ![]()
رو تلویزیونهای بزرگی که تو میدونای شهر گذاشتن ![]()
یا میگم پشت همه ی اتوبوسها بنویسن...میگن دیگه اجازه نمی دن اما من یواشکی مینویسم![]()
اصلا اگه بتونم یه هواپیما اجاره میکنم ![]()
یه پرچم بهش وصل میکنم که روش نوشته دوستت دارم![]()
اونوقت میرم کل جهان رو باهاش میچرخم و به همه میگم که : ![]()
آره ... من دوستت دارم دل آرام من و نفسم ![]()





































